عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

63

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) آيا پيغمبر ( ص ) بر كرسى مىنشست ؟ دارقطنى از على ( ع ) روايت مىكند كه هر بامداد به سراغ پيغمبر ( ص ) مىرفتم . هرگاه سرفه مىكرد ، داخل مىشدم و اگر ساكت بود ، داخل نمىشدم . ( 2 ) در صحيح مسلم و سنن نسائى روايت است كه پيغمبر ( ص ) خطبه مىخواند ، غريبى رسيد و راجع به دين سؤال داشت . حضرت خطبه را ترك كرد و يك سرير - كه گمان مىكنم پايه‌هايش از چوب سياه يا آهن بود - برايش آوردند ، بر آن نشست و جواب سؤال‌كننده را داد و دوباره برخاسته خطبه را ادامه داد . مؤلف گويد : اين حديث بر جواز نشستن روى سرير با پايه‌هاى آهنى دلالت مىكند . در حالى كه من براى يكى از « صالحان » سريرى گذاشتم بنشيند ، ابا كرد و گفت : تشبّه مذموم به غير مسلمانان است . بخارى در الأدب المفرد باب خاصى دارد تحت عنوان « الجلوس على السرير » و نشستن معاويه را بر تخت ذكر كرده است . همچنين از أبو قره و ابو جمره روايت مىكند كه همراه ابن عباس بر تخت مىنشستند . نيز آورده كه انس با امير بصره بر تخت نشست ، و عبد الله بن عمر ، جامهء سرخ بر تن كرده روى تخت نشسته پا بر روى پا انداخته بود . ( 3 ) مبرّد در الكامل قصه‌اى را نقل مىكند كه عمر بن خطاب حطيئه را به دليل هجو زبرقان زندانى كرد و مىگويد : عمر تخت طلبيد و بر آن نشست و حطيئه را احضار نمود ، با وسيلهء برنده‌اى كه حطيئه بپندارد عمر مىخواهد زبانش را ببرد . . . . نيز نسائى روايت مىكند كه على ( ع ) را ديدند بر كرسى نشسته ، سه بار دست در ظرف آبى شست . . . . در تاريخ زندگى جودت پاشا وزير ترك ، از واصف افندى نقل مىكند كه حضرت يوسف بر كرسى مىنشست و اجراى احكام مىكرد . آورده‌اند براى كنانى نمايندهء عمر نزد هر قل كرسى زرّين گذاشتند ، بر آن ننشست و گفت : پيغمبر ( ص ) ما را از چنين چيزى منع كرده است . در اين حديث ، وجه امتناع از نشستن ، زرّين بودن كرسى است . ( 4 ) سقا از عايشه روايت است كه براى پيغمبر ( ص ) آب گوارا از بيوت السقيا ( چشمه‌اى به فاصله دو روز راه تا مدينه ) مىآوردند . از ابو ايوب نقل شده ابتداى ورود كه پيغمبر ( ص ) نزد او منزل كرد ، از چاه آب مالك بن نضر ( پدر انس ) براى پيغمبر آب خوش مىآورد . انس و حارثه دو پسر اسماء براى خانه زنان پيغمبر ( ص ) از بيوت السقيا آب مىكشيدند . رباح بنده سياه